اکبر گودرزی

 

اکبر گودرزی، رهبر و بنیان‌گذار گروه فرقان، یکی از شاخص‌ترین گروه‌های نه تنها منفصل از روحانیت، بلکه مخالف صریح با روحانیت بوده است. وی يکی از مصاديق بارز مفسدين فی‌الارض بود. یکی از اقدامات جنایت‌کارانه  گروه فرقان، ترور شهید آیت‌الله مرتضی مطهری در 11 اردیبهشت سال 1358 بود.

 


امتیاز دهی به مطلب:
 

به اشتراک گذاری مطلب:
ارسال به دوستانارسال به دوستان
  • -زندگینامه

    اکبر گودرزی، رهبر گروه فرقان، در سال 1335 و به اعتبار شناسنامه‌اش در سال 1338 در روستای دوزان از توابع الیگودرز به دنیا آمد. پدرش حسن چوپان نام داشت. از آنجا که پدرش چوپان بود، فرقانی ها از وی به عنوان «چوپان زاده آزاده» یاد می‌کردند.

    کودکی گودرزی در خانواده‌ای پر جمعیت سپری شد. وی تحصیلات ابتدایی و دبیرستان را در روستای زادگاهش گذراند و با توجه به گرایش مذهبی که داشت قبل از اتمام دبیرستان در سال 1351 راهی مدرسه دینی خوانسار گردید و پس از اقامتی کوتاه به قم رفت. 

    وی پس از یک سال عازم تهران شد و در مدرسه چهل‌ستون مسجد جامع بازار و سپس به مدرسه حاج شیخ عبدالحسین رفت؛ سال 56 نیز آنجا را ترک نمود و از لباس طلبگی هم خارج شد. او علاوه بر درس طلبگی درس جدید را هم تا کلاس 11 خوانده بود.

    او هم‌زمان با انتشار جزوات تفسیری، خود نیز در ترورهای سال 1358، درگیر شد و مستقیم در ترور شهید محمدولی قرنی شرکت داشت. گودرزی در روز 18 دی سال 1358 دستگیر و در روز 3 خرداد سال 1359 به همراه دیگر اعضای شاخص گروه تیرباران شد.

     

  • +برگزاری جلسات قرآن

    گودرزی در کنار درس طلبگی به مطالعه تفسیرهای مختلف می‌پرداخت. او در سال 56 اقدام به برپایی جلسات تفسیر قرآن در مساجد مختلف تهران نمود. اولین مسجدی که گودرزی به عنوان مدرس و مفسر قرآن در آن آغاز به کارکرد مسجد الهادی بود.

    او همچنین در مسجد فاطمیه خزانه، مسجد رضوان خیابان اتابک، مسجد شیخ ‌‌هادی و مسجد خمسه قلهک نیز جلسات قرآن برگزار می‌نمود و در خلال همین جلسات توانست افرادی را جذب نماید که در شکل‌گیری گروه فرقان و پیشبرد اهداف او نقش مهمی ایفا نمودند.

    مسجد اعظم هم که کتابخانه قائم در آن بود و جوانان مذهبی بدان رفت و آمد داشتند در اختیار علی حاتمی بود.وی که یکی از فرقانی ها بود، افرادی را در آنجا جذب گروه کرده بود. حاتمی بعدها در زندان خودکشی کرد. 

    برخی از این جلسات هم به اقتضای فضای آن سالها در خانه‌های افراد علاقمند تشکیل می شد.

     

  • +شکل گیری گروهک فرقان

    گودرزی با همراه داشتن شماری از جوانانی که همچنان روحیات انقلابی سال‌های 1355 - 1357 را داشتند، بر اساس آموزه‌های قرآنی نشأت گرفته از برداشت‌های خود، آنان را به شدت بر ضد روحانیت و آنچه آن را «آخوندیسم» می‌نامید، تربیت کرده بود. 

    سال 1355 این جمع ابتدا به کهفی‌ها و سپس به نام فرقان به فعالیت‌های مذهبی منسجم‌ تری پرداخت. گودرزی در سال 1356 مدرسه حاج شیخ عبدالحسین را ترک نمود و از لباس طلبگی خارج شد. هنگامی که می‌خواست طلبه مدرسه‌ آقای مجتهدی شود، آقای مجتهدی گفته بود: چون دیدم چهره او نورانیت ندارد به او گفتم به درد طلبگی نمی‌خورد.

     گروه فرقان در سال 1356 فعالیت تشکیلاتی خود را تحت رهبری اکبر گودرزی آغاز و سعید واحد، محسن سیاهپوش، حمید نیکنام، علی اسدی و بهرام تیموری زیر نظر مستقیم او فعالیت می‌کردند. در همان سال با درگذشت دکتر شریعتی نخستین اعلامیه از سوی این جریان نوپا انتشار یافت.

     

  • +ورود گروهک فرقان در حوزه سیاست و مبارزه

    بعد از انتخاب اعضا، گروه وارد مرحله جدیدی شد و از‌‌ همان سال با صدور اعلامیه و بیانیه وارد حوزه سیاست و مبارزه به طور رسمی شد، اما مبارزه این گروه در این زمان تنها به صدور اعلامیه محدود می‌شد. زمان تدوین و شکل‌ گیری ایدئولوژی این گروه، به‌ طور کامل در زمان حکومت رژیم پهلوی بود و بعد از وقوع انقلاب اسلامی، گروه فعالیت تروریستی خود را آغاز کرد و وارد مرحله عمل شد.

    ایدئولوژی مهم‌ ترین محور فعالیت گروهک فرقان

     از بعد زمانی، از این نظر که دوران تکوین گروه در سال‌های قبل از انقلاب بود، این گروه به عنوان یک گروه ضد رژیم شاه خود را مطرح کرد و در این حوزه بخشی از اطلاعیه‌ها و کتاب‌های تفسیر خود را انتشار داد. این‌گونه کتب در واقع ایدئولوژی مدون گروه فرقان بود که گودرزی بنا بر روحیه ضد روحانیتی که داشت، اظهار می‌ داشت که این کتب نتیجه یافته‌های وی در جلسات دینی است که وی از 16 سالگی اداره می‌کرده، نه دروسی که در حوزه علمیه به وی آموخته شده است.

    ایدئولوژی مهم‌ترین محور فعالیت این گروه بود و در واقع ستون اصلی کار بر روی ایدئولوژی استوار بود و عملکرد‌ها و اقدام مسلحانه این گروه در آینده، نتیجه مستقیم تفکر و منش فکری رهبری این گروه بود. ایدئولوژی گروهک فرقان به شدت متأثر از ایدئولوژی سازمان مجاهدین خلق ایران و برداشت غلط از آثار دکتر علی شریعتی بود، به طوری که معمولاً بر روی جزوات خود جملاتی از این دو منبع به چاپ می‌رساندند.

     

  • +صدور اعلاميه‌ و تهديد مخالفان دکتر شريعتی

    آنچه باعث برآشفتن گروه فرقان گردید اطلاعیه مشترک شهید آیت‌الله مطهری و مهندس مهدی بازرگان برای بازبینی آثار دکتر شریعتی بود.

    به دنبال صدور آن اطلاعیه، گودرزی اعلامیه‌ای صادر کرد و به تهدید مخالفان دکتر شریعتی و در واقع شهید مطهری پرداخت. از آن پس گروه فرقان علاوه بر پرداختن به مباحث ایدئولوژیک  به تحلیل‌های سیاسی و درک اوضاع سیاسی جهان و طرح استراتژی جنگ مسلحانه علیه رژیم پرداخت.

    همزمان نشریه‌ای به نام فرقان در اسفند سال 1356 منتشر کرد و در همین سال با توصیه دوستانش برای ادامه فعالیت‌های سیاسی ـ مذهبی در خارج از کشور، جهت عزیمت به اروپا راهی پاکستان شد و بعد از حدود دو ماه سرگردانی درحالی‌که از رفتن به اروپا ناامید شده بود به ایران بازگشت.

    گروه فرقان پس از پیروزی انقلاب‌ اسلامی همچون دیگر گروه‌های سیاسی بر شدت فعالیت‌های خود افزود و در صدد تخریب و صدمه زدن به انقلاب برآمد. رئوس فعالیت‌های این گروه در پخش اعلامیه، جذب نیرو، چاپ عکس، تشکیل خانه‌های تیمی و اقدامات تروریستی مانند حمله به بانک‌ها، ترور شخصیت‌ها و نفوذ در نهادهای انقلابی خلاصه می‌شد.

     

  • +موضع گیری گروهک فرقان بعد از پیروزی انقلاب

    گروهک فرقان بعد از سقوط رژیم پهلوی و پیروزی انقلاب اسلامی، اعتقاد داشت که روحانیت بدون خواست مردم به شکل کودتا به قدرت رسیده است و به علت نداشتن تجربه کافی در زمینه اداره کشور و نداشتن تخصص‌های لازم در امور فنی و مدیریت ارگان‌های کشوری، کناره‌گیری روحانیت از مسؤولیت‌ها را ضروری می‌دانست؛ اما در مورد جانشینی آن، نظر خاصی ارائه نمی‌کرد، زیرا این گروه در ظاهر خواستار سقوط رژیم شاه بود. روحانیت را ضد توحیدی‌ترین عناصر جامعه می‌دانست و معتقد بود که باید در کمترین زمان ممکن با توسل به قهر، آتش و سلاح آنان را از میان برداشت تا هم قربه الی الله به دستورات و احکام خدا عمل شده باشد و هم خلق تحت ستم، از استعمار حاکم رهایی یابند.

     این گروه درباره همه‌پرسی جمهوری اسلامی، در نشریه‌ای که در فروردین سال 58 با عنوان «رفراندوم، توطئه استحمار و استعمار» منتشر می‌کرد، مردم را از رأی دادن بازمی‌داشت. همچنین این گروه برای پیاده کردن استراتژی مسلحانه در برابر رژیم، در بهمن سال 57 به تجهیزات نظامی مجهز شد. در این زمان، انقلاب پیروز شده و فرقان که «روحانیت را از بنیان و اساس باطل» می‌دانست، تلاش خود را معطوف به مبارزه با آن‌ها کرد.

    گروه مذکور که از دیدگاه تئوری و ایدئولوژیکی نتوانسته بود کاری از پیش ببرد، به رویارویی مسلحانه با انقلابیون و جمهوری اسلامی پرداخت و به آیه «فقاتلوا ائمه الکفر» استناد کرده و بر این اساس اقدام به ترور مهره‌های اساسی انقلاب اسلامی کرد. 

     

  • +تفاسیر گروهک فرقان با روح قرآن مطابق نیست...

    محمدمهدی جعفری از دیداری که همراه دکتر پیمان در سال 1356 با اکبر گودرزی داشته یادکرده و می‌گوید: من یک جلد تفسیر آن‌ها را مطالعه کردم و به آنان گفتم که این تفاسیر با روح قرآن مطابق نیست. برای نمونه در داستان یوسف (ع) گرگ به معنای ضد انقلاب گرفته‌شده که حضرت یعقوب (ع)، یوسف را برای به دام انداختن ضد انقلاب به سوی آن‌ها فرستاده است. یا برای مثال محراب را به معنای سنگر و امام را رهبر انقلابی می‌گفتند. 

    محمد موسوی خوئینی‌ها که در تهران و در مسجد جوزستان تفسیر می‌گفت با همین مذاق انقلابی در سال‌های 54 و پس از آن، گاو بنی‌اسرائیل را کنایه از نظام سرمایه‌داری می‌گرفت.  

    از قضا فرقانی ها نیز در تفسیر آیه مربوطه در سوره بقره مانند همین تحلیل را ارائه داده و می‌گفتند: «راه چاره چیست ؟...ذبح کردن آن گاو. آری باید واسطه های بازاری، سرمایه داران، صاحبان شرکت ها و کارخانه ها از بین بروند.»

    «عزت شاهی» که از بازجویان اعضای فرقان پس از دستگیری بود، در رابطه با روحیات آن‌ها می‌گوید: «رهبران این گروه، تحلیل و کار خود را به نام دین، صورت می‌دادند و بچه‌های مذهبی را که جذب روحانیت نمی‌شدند، به سوی خود می‌کشیدند. آن‌ها مصداق عینی خوارج بودند و مانند آن‌ها فکر می‌کردند. افراد گروه به اکبر گودرزی می‌گفتند: امام!»

     

  • +قرآن دستاویزی برای انگاره‌های انقلابی فرقان

    گروه فرقان سعی داشت تا از قرآن دستاویزی برای انگاره‌های انقلابی خود عرضه کند، اگر چه گفتمان حاکم بر نوشته‌های گروه فرقان، تطابق جدی با نوشته‌های شریعتی نداشت اما اعضای گروه پس از دستگیری در تلاش بودند تا باور شریعتی را به عنوان ارکان اصلی گروه خود معرفی کنند؛ به طور نمونه حسن عزیزی، یکی از اعضای این فرقه صراحتاً در بازجویی‌های خود عنوان کرد که خط فکری همگی تقریباً تمایلاتی بین دکتر شریعتی و مجاهدین خلق بود و حتی عده‌ای از افراد این گروهک در وصیت‌نامه‌های خود، اعضای خانواده‌شان را به خواندن کتاب‌های دکتر شریعتی دعوت می‌کردند.

    فرقانی‌ها مصداق کامل خوارج بودند، با‌‌ همان شیوه برخورد و تفسیر ناصحیح از قرآن. گروه برای صدور حکم اعدام، برای هرکس که تشخیص می‌داد، مشکل چندانی نداشت و با تشکیل جلسات مختصری به نتیجه می‌ رسید. فرقان نمونه کاملی از جهل، تحجر و برداشت‌های سطحی از دین بود.

     

  • +آغازعملیات تروریستی گروهک فرقان

    گروه فرقان پر بود از جوانان احساسی که بر اساس تعریف‌هایی جاهلانه از دین به ترور چهره‌های تأثیر گذار انقلاب پرداختند. در لیست ترورهای فرقان، نام‌های ارزشمند زیادی دیده می‌شود: «شهید مطهری، شهید مفتح، حاج مهدی عراقی و فرزندش حسام، سپهبد قرنی، سید محمدعلی قاضی ‌طباطبایی و...»

    با توجه به مواضع تند گروه فرقان در قبال روحانیت، از اردیبهشت سال 1358، عملیات تروریستی آن‌ها آغاز گردید. اولین اقدام این گروه ترور شهید سرلشکر قرنی اولین رئیس کل ارتش جمهوری اسلامی ایران بود که در سوم اردیبهشت انجام شد.

    اقدام بعدی آن‌ها ترور روحانی دانشمند شهید آیت‌الله دکتر مرتضی مطهری بود که در آخرین ساعات سه‌شنبه 11 اردیبهشت صورت گرفت. شهید مطهری بارها به ضدیت فرقانی‌ها با خود سخن گفته و به احتمال ترور خود از سوی آن‌ها اشاره کرده بود. قاتل شهید مطهری، محمدعلی بصیری بود. وی پس از دستگیری اظهار کرد که هیچ‌گونه شناخت قبلی نسبت به شهید مطهری نداشته است و تنها دلیلی که وی را به این کار ترغیب کرده، کینه شدید وی نسبت به روحانیت بود و بعد از اینکه در بین افراد گروه مطرح شد که می‌خواهیم یکی از روحانیون مهم شورای انقلاب را ترور کنیم، خود را داوطلب این کار کرد.

    در محل ترور استاد مطهری، برگه‌ای زرد گذاشته بودند که با خط قرمز روی آن نوشته شده بود، «فرقان» و در زیر آن با خط سیاه تایپ و نوشته شده بود: 

    «خیانت شخص مرتضی مطهری در انحراف کشاندن انقلاب توده‌های خلق بر همه روشن بود. لذا اعدام انقلابی نام برده، انجام پذیرفت.» 

    گروه فرقان در مجموع نزدیک به بیست ترور انجام داد و ترورهای بسیاری را در دستور کار خود داشت. از میان افراد ترور شده تعدادی مجروح شدند که از جمله می‌توان به آیت‌ الله اکبر هاشمی رفسنجانی، آیت‌الله عبدالرحیم ربانی ‌شیرازی، مقام معظم رهبری و رضی ‌شیرازی اشاره کرد. حاج مهدی و حسام عراقی، آیت‌الله دکتر مفتح، آیت‌الله قاضی ‌طباطبایی و حاج محمدتقی طرخانی نیز توسط این گروه به شهادت رسیدند. ترور افرادی از جمله آیت‌الله محمد حسینی بهشتی، دکتر محمدجواد باهنر، حجت‌الاسلام ناطق ‌نوری، آیت‌الله عبدالکریم موسوی اردبیلی به دلیل از هم پاشیدن تشکیلات تروریستی فرقان و دستگیری سران و اعضای آن ناکام ماند.

     

  • +سرقت از بانک برای تأمین هزینه‏ها

    این گروه برای رفع نیازهای اقتصادی و تأمین هزینه عملیات تروریستی‌اش، اقدام به سرقت چندین بانک کرد تا بتواند پول‌های سرقتی را صرف خانه‌های تیمی و خرید اسلحه نماید. این اقدامات به درستی، انحراف این گروه و رهبران آن را نشان می‌دهد.

     

  • +دستگیری اکبر گودرزی

    پس از ترورهای گروه فرقان، سازمان مجاهدين انقلاب اسلامی عمليات شناسايی و تعقيب اعضای گروه فرقان را آغاز کرد و سرانجام در تاريخ 1358/10/18 اکبر گودرزی که طراح بسیاری از ترور‌ها و عملیات این گروه بود و به طور مستقیم در ترور شهید قرنی شرکت داشت به همراه حسن اقرلو در خانه‌ای تيمی واقع در خیابان جمالزاده دستگير شدند.

    پس از دستگيری اين دو نفر تعدادی ديگر از اعضای اين گروه نيز دستگير و در روز چهارم بهمن سال 1358 محاکمه شدند. در بين دستگيرشدگان شش نفر به اعدام و بقيه به حبس ابد محکوم شدند.

    حکم اعدام اکبرگودرزی، سعيد مرآت، علی حاتمی، محمد متحدی، حسن اقرلو، عباس عسگری و عليرضا شاه‌ بابابيک در تاريخ 1359/3/3 به اجرا درآمد.

    بقایای فرقان تا اوایل سال 1360 ه. ش. همچنان به انتشار برخی از جزوات می‌پرداختند و حتی از ترور‌های مجاهدین خلق نیز به نوعی سوء استفاده کرده، آن‌ها را با اندیشه‌های خود پیوند می‌دادند. گروهک فرقان چندان از نظر ساختاری قوی نبود و اعضای آن تنها دلخوش به افکار و ایدئولوژی‌های گودرزی، رهبر گروه، بودند، بعد از اعدام وی و دستگیری اعضای اصلی آن از هم فروپاشید و بقایای این گروه توبه کرده و تواب شدند. 

     



ویرایش این مطلب، یا ارسال نظر